سلام
بعضي وقتها سر در گم مي مونم كه من دروغگو هستم يا پنهانكار؟اصلا اين دو تا فرقي باهم دارند؟
آخه به نظرم دروغو كسي هست كه مطالب غير واقعي رو واقعي جلوه ميده مثلا كسي كه ماشين نداره ميگه ماشين من مرسدس مدل 2006 هستش و الان تو خونست،اما پنهانكار كسي هست كه مثلاماشين رو فروخته تا بدهيش رو بده ولي به كسي نميگه به اين اميد كه باز يه ماشين مثل اون يا در اون حد ميخره و كسي هم چيزي نمي فهمه.
خودم فكر ميكنم پنهان كاري ميتونه منجر به دروغگويي هم بشه اگر كسي از فرد دوم بپرسه ماشينت كو چي ميگه؟ميگه تعمير گاست ،يا دست فلانيه؟!پس ظاهرا پنهانكاري و دروغگويي اگر باهم متفاوت هم باشند هردو يه جورايي به يك نتيجه ميرسند.
منم معمولا با پنهانكاري به دروغ ميرسم يعني وقتي ديگري (از جمله همسرم) دائم اصرار ميكنه تا بدونه فلان موضوع چي شد براي فرار از دستش به دروغ متوسل ميشم،چون يا نمي خوام از موضوع اصلي چيزي بدونه يا نميتونم كه واقعيت رو بهش بگم.
مثلا چند روز قبل به من تاكيد مي كرد كه من مواد مصرف كردم.چرا؟چون با اون به خونه مامانش نرفتم و برگشتم خونه خودمون،شبم بي خوابي زد به سرم ،ميگفت به همين دلايل چيزي مصرف كردي در حالي كه بي خوابيم به خاطر خواب ظهرم بود.
يا اون شب كه بهش گفتم توي عيد از شوهر خواهرم پول قرض كردم ،شروع كرد به گفتن اينكه چقدر بدبخته و بيچاره ،گفت من بهش دروغ گفتم (در حالي كه من پنهان كرده بودم) ...ميگفت تو دروغ ميگي پول قرض نكردي دستش رو گرفتم رفتيم باهم تلفن كرديم به دامادمون گفت اره گرفتي.خانمم گفت هردو دروغ ميگيد با هم دست به يكي كرديد...خلاصه تا يك ساعتي انواع توهين ها رو به من كرد...ميگه اگر پول گرفتي چه كار كردي ؟گفتم توخونه خرج كردم ميگفت نه اين نشون ميده يا معتاد شدي يا پاي كس ديگه اي در ميونه ! منم از خونه زدم بيرون دوساعت بعد برگشتم.كلي هم تو خواب و بيداري حرف ميزدم ...كه اينم از نظر ايشون يكي از علائم اعتياده...خوب اين تاكيد بر اينكه با ريال ريال پول چه كردي اعصاب رو به هم مي ريزه ديگه ...به دروغ براي رهايي از كليدي كه كرده ميگم فلان چيز رو خريدم..بعد ها معلوم ميشه اون فلان چيز از پول ديگه اي تهيه شده ميشم آدم بده و دروغگو....نظر شما چيه؟
دروغگو يي يا پنهانكاري؟
نوشته شده توسط حسين
| ۴ تير ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۳۷:۰۰
| آرشيو نظرات (0)
| ادامه مطلب